تبليغاتX
راویان شهادت املش

راویان شهادت املش

برداشت آزادازدوران پس ازدفاع مقدس درتجلیل ازمقام شهداوایثارگران

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 19:54  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 19:53  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

شهدا شرمنده ایم ...

 

شهدا شرمنده ایم ...

تا حالا به این فکر کرده اید چرا یه عالمه آدم رفتند و جنگیدند ، تا حالا به این فکر

کرده اید چرا جانشان را کف دستشان گرفتند و جنگیدند و کشته شدند ؟

اگر فکر کرده اید خوش به حالتان ، چون حتما راه زندگی خود را پیدا کرده اید .

ولی اگر فکر نکرده اید ، فکر کنید تا راهتان را پیدا کنید .

همه جوان بودند مثل ما ، همه سالم بودند مثل ما ، همه زیبا بودند مثل ما ، همه آرزو

داشتند مثل ما .

این ها را گفتم که نگویید فرق می کند ، همه ی شرایط ما را داشتند ، با اینکه همه ی

آن ها شرایط ما را داشتند ، عاشقانه جانشان را کف دستشان گرفتند و جنگ کردند .

چون نمی خواستند یک عمر ما با بدبختی زندگی کنیم . چون نمی خواستند کشورشان دست

بیگانگان بیفتد . همه ی این ها را گفتم تا بگویم این مملکت بیهوده به دست نیامده است ،

وجب به وجب این مملکت از خون شهیدان به دست آمده است ، وجب به وجب آن خون هایی

ریخته شده است که هر قطره اش نشانه ی عشق و عشق و عشق بوده است .

همه ی این خون های ریخته شده به خاطر ما بوده است ، به خاطر این بوده است که غیرت

آن ها قبول نمی کرده است که بیست سال بعد آمریکا یا اسرائیل یا هر کوفت و زهر مار

دیگری بیاید حکومت را به دست بگیرد و به بچه هایشان زوربگوید،آن هااین گونه بوده اند .

وحال ما چگونه هستیم ، ما که باید از وجب به وجب این خاک نگه داری کنیم نه از روی

وظیفه بلکه با عشقمان از آن نگه داری کنیم نه تنها این کار را نمی کنیم ، بلکه عروسک

بازی آن ها شده ایم ، آن ها با ما بازی می کنند ، آنقدر فکر ما را به چیزهای الکی مشغول

کرده اند که دیگر وقتی برای فکر کردن نداریم ، که دیگر فکر و ذهن و دنیای ما شده فلان

بازیگر ، فلان خواننده ، فلان مد وهزاران چیز دیگر .

یادمان رفته که ما مدعی بودیم می خواهیم دنیا را عوض کنیم ، یادمان رفته که ما

مسئولیت سنگینی بر دوشمان داریم ، خون شهدا به گردن ماست .

وسخن آخر ، هزاران هزار جوان رفتند تا ما با آرامش و راحتی زندگی کنیم ، اگر فقط بر

روی این جمله یک دقیقه فکر کنیم می فهمیم که ما مسئولیت بسیار بزرگی به گردن داریم

گویند شهیدان همه عاشق بودند

از جنس اقاقی و شقایق بودند

هر چیز که بودند و به هر نام و نشان

از بهر شهادت همه لایق بودند

نظراتتان را بنویسید.

یا علی



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 17:19  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

پایگاه دفاع مقدس دراملش/استان گیلان...یادیادگاران

www.defah8.blogfa.com

    www.defah8.blogfa.com

       www.defah8.blogfa.com

          www.defah8.blogfa.com

              www.defah8.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 17:12  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

ديروز ، امروز، فردا

بسمه تعالي

                   امام زمان(عج) فرمودند: ما شما شيعيان را رها نمي كنيم.

ديروز، ليبرالها و منافقين و سلطنت طلبها و كفار و ملي گرايان به جان ملت انقلابي افتادند!

                    امروز، همانها با حمايت بيگانگان در تلاش براي منحرف كردن انقلابند.

                           فردا، تشييع جنازه سبز اموي و همه هواداران آن است.

آري! امروز، ما بهتر از ديروز و فردايمان بهتر از امروز خواهد بود.

به شرط اينكه در تداوم انقلاب و حفظ آرمانهايش سست نشويم.

به شرط آنكه از مشكلات نهراسيم و ترديدي به خود راه ندهيم.

و به شرط اينكه دست از ولايت برنداريم و دشمن را نا اميد سازيم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 17:10  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

تذکر به رحیم مشایی به خاطر عکس با هدیه تهرانی...براستی ماراچه می شود؟؟؟؟؟

تذکر کتبی یکی از نمایندگان به رئیس دفتر رئیس‏جمهور نیز از نکات جالب توجه جلسه امروز بود. این نماینده نسبت به انتشار عکس اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی یکی از بازیگران سینمای ایران در برخی سایتهای خبری و مجلات تذکر داد.


جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی با حاشیه هایی همراه بود که سخنرانی رئیس مجلس سوریه، تذکر به رئیس دفتر رئیس جمهور برای عکس مشترکش با هدیه تهرانی ، انتقاد رسایی از به پایان نرسیدن نطقش و پاسخ امیدوار رضایی مهمترین آنها بود.

به گزارش حفا نیوز به نقل از مهر سخنرانی محمود الابرش، رئیس مجلس سوریه در آغاز جلسه علنی امروز مجلس و اعلام حمایت وی به نمایندگی از مردم و دولت کشورش از موضوع هسته ای ایران یکی از مهمترین رخدادهای مجلس در جلسه علنی روز چهارشنبه بود.

سخنان الابرش در مجلس شورای اسلامی و دفاع از رویکرد جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای و مقابله و ایستادگی در برابر دنیای غرب علاوه بر اینکه رویکردی ارزشمند از نظر مجلس شورای اسلامی است اما نشان دهنده باب جدیدی در تشدید دیپلماسی پارلمانی در کشور است. چون همزمانی این موضوع با سفر رئیس مجلس عمان به کشورمان و اعزام هیئتی از سوی پارلمان اروپا که به زودی انجام خواهد شد بیانگر تلاش مجلسی ها برای استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی است.

در جلسه علنی امروز مجلس علاوه بر تذکرات کتبی برخی نمایندگان به جمعی از وزیران نمایندگان رشت، سنندج، تفت و میبد و اسلام آباد غرب برای حل برخی مشکلات حوزه انتخابیه خود همچون معرفی هرچه زودتر استاندار و وضعیت راهها و ... تذکرات کتبی به رئیس جمهور دادند.

تذکر کتبی یکی از نمایندگان به رئیس دفتر رئیس‏جمهور نیز از نکات جالب توجه جلسه امروز بود. این نماینده نسبت به انتشار عکس اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی یکی از بازیگران سینمای ایران در برخی سایتهای خبری و مجلات تذکر داد.

یکی از حاشیه های جلسه علنی امروز نیز نطق حمید رسایی نماینده تهران بود که پس از تذکر چندباره امیدوار رضایی درباره اتمام وقت نطق رسایی این نماینده مجلس با به پایان رساندن سخنان خود از اینکه چندین تذکر درباره اتمام وقت نطق به وی داده شد انتقاد کرد و گفت که تنها چهار خط دیگر به پایان نطقش باقی مانده بود.

امیدوار رضایی هم در پاسخ به این انتقاد رسایی گفت: بنده تنها به شما درباره اتمام وقت نطقتان تذکر نداده ام. من به همه دوستانی که وقتشان به اتمام برسد با احترام تذکر می دهم شما هم نباید با عبور از وقت نطقتان تخلف کنید.

یکی دیگر از ناطقان جلسه امروز نورالله حیدری نماینده اردل، فارسان و کیار بود که به نمایندگی از مردم استان چهارمحال و بختیاری از نطق ترابی نماینده شهرکرد پس از وقوع حوادث عاشورا انتقاد و اعلام برائت نمود که البته سخنان این نماینده از سوی عده ای از نمایندگان با فریاد دو دو مواجه شد و برخی دیگر در تائید نطق حیدری به وی " احسنت " می گفتند.

علی لاریجانی پس از گذشت دقایق اولیه جلسه علنی امروز مجلس و اتمام سخنرانی رئیس مجلس سوریه به منظور بدرقه الابرش و اناجم مراسم استقبال از ورود رئیس مجلس عمان به ایران جلسه علنی را ترک گفت و ابوترابی در غیاب وی ریاست ادامه جلسه امروز را برعهده گرفت.

ابوترابی پس از تصویب کلیات طرح اصلاح بودجه 88 با رای بالای نمایندگان ابراز امیدواری کرد که با توجه به اینکه سطح تعامل دولت درباره این طرح بسیار بالا بود در همه حوزه ها نیز همین رویکرد را از سوی دو قوه شاهد باشیم.

استفاده بیش از حد علیرضا مرندی از تلفن همراهش در جلسه علنی مجلس و تکرار این عمل با قدم زدن در حاشیه صحن طی چند جلسه اخیر و پس از انتصاب وی به عنوان رئیس جدید فرهنگستان علوم پزشکی یکی از موضوعاتی بوده که امروزهم تکرار شد .

در جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس مهدی سنایی نماینده نهاوند وهادی مقدسی نماینده بروجرد غایب بودند و روح الله حسینیان و عوض حیدپور نیز از تاخیرکنندگان جلسه امروز مجلس بودند.

سید علیرضا مرتضوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 17:57  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

یادش بخیر...سنگرخوب وقشنگی داشتیم....


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 20:17  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

سلام برلبان تشنه حسین بن علی ویارانش

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 15:51  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

شلمچه یعنی قطعه ای ازبهشت

اين مناطق مقدس واين قطعه متبركه، شلمچه ،جايي است كه ملائك الهي به آن تبرك مي جويند وهركس كه دلش براي اسلام و قرآن مي تپد بايد اين سرزمين را به عنوان فداكاريها ورشادتهاي جوانان اين سرزمين گرامي دارد...     

(فرازي ازبيانات حضرت آقادرمشهد شهداي شلمچه)

چقدرچشم انتظاري سخته!!! يكساله منتظرم ،منتظر نگاه شهدا ،  هرسال يه ترسي تو وجودم هست كه نكنه منو انتخاب نكنن!!! بقول حاجي شهدا خيلي ناز دارن بايد بلد باشي نازشونو بخري تا يه نگاهي هم به تو بندازن ...نميدونم چي شدوكي واسم دعا كرد كه شهدا منو قبول كردن.دو روزديگه حركت داريم  دل تو دلم نيست كلي حرف دارم باهاشون كه فقط ميشه اونجا بهشون گفت...

خداي مهربونم نميدونم چه طوري ازت تشكركنم بازهم مثل هميشه من كم آوردم و شرمندت شدم.مي خوام كمكم كني ازاين فرصتايي كه بهم ميدي نهايت استفاده رو بكنم.ميخوام وقتي برگشتم نگاهم ،انديشه وتفكراتم،معرفت و شناختم با الان فرق كرده باشه...

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:40  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

سنگرخوب وقشنگی داشتیم....کربلای جبهه ها یادش بخیر

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:33  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

نوروزجبهه

ياد آنهايي که رفتند و جان دادند تا آبي ترين آسمان دنيا مال ما ايراني‌ها باشد، بخير !!!

شبها وقتي منورها دل آسمان را مي‌‌شکست فکر مي‌‌کردند که بر آنها در ساعات و روزها و ماههاي گذشته چه گذشته است. حساب اعمالشان را مي‌‌کردند قبل ار اينکه آن ناظر شاهد بر اعمالشان رسيدگي کند.شبهاي عيد بهترين زمان براي محاسبه بود. مثل من و تو مي‌‌نشستند پاي سفره هفت سيني که سيب و سماق و سکه اي هم در کار نبود و برايشان اهميتي نداشت. مهم سفره دلشان بود که ستاره‌هايش را وقتي يا محول الحول و الاحوال مي‌‌خواندند، مي‌‌تکاندند...

نوروز در جبهه هميشه در ميان گلوله‌ها با گل و بوسه توام مي‌‌شد. دو رکعت نماز روي آن سجاده پاک مي‌‌خواندنداما حالا نيستند و سفره‌هاي هفت سين ما پر از سکه‌هاي فراموشي شده...

نوروز و ايام عيد که مي‌‌شد در شرايط عادي جبهه و جنگ تا 5 روز از صبحگاه خبري نبود. عيدي بچه‌ها، سکه‌هاي يک تا پنجاه ريالي و اسکناسهاي صد تا هزار ريالي متبرک، دست حضرت امام (ره) بود. پنجمين پولهايي که به يادگار نوشته شده بود از سوي بچه‌ها يا فرماندهان ! و غذاهاي اين ايام بهترين غذاها بود و پذيرايي با ميوه و شيريني همه جا داير.

در کنار همه اين نعمتها مراسم جشن و سرور بود، تئاترها و نمايشنامه‌هاي نشاط آور که به وسيله خود بچه‌ها تهيه و اجرا مي‌‌شد و نمايش فيلم‌هاي سينمايي که زحمت تدارک آنها را بچه‌هاي واحد تبليغات مي‌‌کشيدند.

در هفت سين جبهه هم سنت " هفت سين " چيدن سفره شب عيد را حفظ کرده بودند. منتها با همان رنگ و روي جنگي اش.

مثل هفت سين لشگر 27 که عبارت بود از : 1_ مين سوسکي 2_ مين سبدي 3_ سيم تله 4_ سيم چين 5_ سيم خاردار 6_ سرنيزه 7_ سي چهار ( C4 ) که اين آخري نوعي خرج و مواد منفجره غير حساس بود.

سوزن اسلحه، سيمينوف ،سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردي از هفت سين ياد کرده اند که در جاي ديگر معمول بوده است.هزاران گل تقديم به شما ....خوش به حالتون.......... شما همه چيزتونو داديد تا ما هفت سين زندگيمون کامل بشه و ماهي زندگيمون بي هيچ ناراحتي تو تنگ خودش  راحت بچرخه  ....

                                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:32  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

دوستان خوبم برای سلامتی یکی ازدوستان دیگرمون دعاکنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:8  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

دانلودرایگان تقویم سال1388هجری شمسی وقمری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 16:7  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

اللهم ارزقناتوفیق الشهاده فی سبیلک

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 18:9  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

کجاییدای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:36  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

یادی ازآن دوران دفاع مقدس وشهدای گرانقدرش....یادش بخیر

26 دی ماه سالروز آغاز حمله سازمان ملل متحد به عراق در سال 1370
Imageدرچنین روزی درسال1991میلادی ، بر اساس مصوبه سازمان ملل عملیات طوفان صحرا علیه کشورعراق آغازشد. کاخ سفید آغاز جنگ را اعلام کرد و به دنبال آن نیز انگلیس به آمریکا پیوست . در این نبرد همچنین چندین کشور اروپایی دیگر نیز به آمریکا پیوستند و در نهایت نیروهای چند ملیتی با بمباران چندین روزه مناطق مختلف عراق اعم از مسکونی و غیر مسکونی رژیم صدام حسین را مجبور به عقب نشینی از کویت کردند .
 
25 دیماه سالروز عملیات بیت المقدس 2 در سال 1366
Imageعمليات‌ بيت‌المقدس2؛ عمليات‌ در اوج‌ سرماي‌ زمستان‌ كردستان‌
دسترسي‌ به‌ ارتفاع‌ «گرده‌رش» با عمليات‌ نصر8 ميسر شد و امكان‌ عبور از رودخانه‌ «قلعه‌چولان» و ورود به‌ غرب، پيشروي‌ به‌ سمت‌ شمال‌ و جنوب‌ منطقه‌ را فراهم‌ آورده‌ بود، ضمن‌ آنكه‌ با عمليات‌ نصر4 و تصرف‌ شهر «ماووت» نيز امكان‌ اجراي‌ عمليات‌ در جناح‌ چپ‌ منطقه، شامل‌ شرق‌ رودخانه‌ قلعه‌ چولان‌ پديد آمده‌ بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:57  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

اخبارغزه مظلوم وبی دفاع

سردار باقرزاده: با تداوم ممانعت اسراییل برای رساندن کمک،ایران راهکار دیگری اتخاذمی کند
Imageرییس بنیادحفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گفت: چنانچه سازمانهای بین المللی به تکالیف خود جهت فراهم شدن زمینه لازم برای خدمات رسانی به مردم غزه عمل نکنند و در صورت تداوم ممانعت رژیم صهیونیستی، ایران راهکارهای دیگری را در دستور کار قرار خواهد داد. سردار میرفیصل باقر زاده افزود: بر اساس کنوانسیون‌های ژنو مصوب ‪ ۱۲‬آگوست ‪ ،۱۹۴۲‬پروتکل‌های الحاقی که برای زمان جنگ و حمایت خاص از حقوق بشردوستانه افراد جنگ زده و نیروهای مسلح و حتی دشمن وضع شده است رژیم صهیونیستی باید اجازه دهد تا خدمات امدادی، کمک‌های دارویی و غذایی جمهوری اسلامی ایران که توسط یک کشتی برای مردم غزه ارسال شده به آنان رسانده شود.
 
غزه در آتش و خون گام‌های لرزان اسراییل بسوی فروپاشی دائمی
Imageمیرفیصل باقرزاده  با ضعیف تر شدن شانس پیروزی رژیم کاملا مجهز صهیونیستی در جنگ علیه مسلمانان غزه ، شواهد حکایت از فروپاشی تدریجی رژیم نژاد پرست اسراییل دارد.
در جنگ کاملا نابرابر و غیرانسانی غزه که در آن تخلف از مقررات حقوق بین الملل و بشردوستانه محدود به حوادث موقتی و حاشیه‌ای نبود بلکه بصورت یک مولفه ساختاری از پیش تعیین شده رژیم صهیونیستی و به عنوان روش مالوف سران جنایتکار آن، خود را نشان داد حقایقی نهفته است که بدون تحلیل تفصیلی نمی‌توان همه ابعاد آن را برشمرد اما بطور اختصار به گوشه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
 
سفير ونزوئلا در سازمان كشورهاي آمريكايي:اسرائيل چيزي جز زبان خشونت نمي‌فهمد
روي چادرتون روز گذشته در مقر سازمان كشورهاي آمريكايي در واشنگتن با اشاره به اين مطلب گفت: اسرائيل نوار غزه را به به بازداشتگاهي براي از بين بردن كامل مردم اين منطقه تبديل كرده است. چادرتون با رد بهانه رژيم صهيونيستي در خصوص مجازات مقصران در نوار غزه تصريح كرد: هيئت حاكم جنگ طلب اسرائيل در آستانه انتخابات عمومي چيزي جز زبان خشونت نمي‌فهمد و خود را وقف كشتار بي گناهان گرده است.
 
«چه کسی لبخند شما را چید» منتشر شد
مجله شماره پنجاه و سوم کیهان بچه ها در اقدامی در خور تحسین ویژه نامه بچه های غزه را با عنوان «چه کسی لبخند شما را چید» منتشر کرد.در این ویژه نامه موضوعات و مطلب کربلای غزه به قلم امیر حسین فردی، سردبیر این نشریه، ، صاحب قصری از طلا نوشته محبوبه صولتی، شعری از جعفر ابراهیمی شاهد با عنوان خبر در مورد فلسطین، داستان عطر سال های خوش گذشته به قلم محمدرضا اصلانی، اولین کشتی ایرانی برای کمک به مردم فلسطین روانه غزه شد،....
 
ديدار دبيركل جبهه خلق آزادي فلسطين با نصرالله در بيروت
سيد حسن نصرالله دبيركل حزب‌الله لبنان با "نواف حواتمه" دبير كل جبهه خلق براي آزادي فلسطين ديدار كرد.در اين ديدار "الحاج حسن حورج" عضو دفتر سياسي حزب الله و "علي فيصل" عضو دفتر سياسي جبهه خلق براي آزادي فلسطين نيز حضور داشتند.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:56  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

خاطره هاباشهدای دفاع مقدس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:52  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

اولین مردان مرد

1

در تاریخ 4 مهر ماه 1359 54 نفر از نیروهای پاسدار و دواطلب مردمی استان گیلان ابتدا به باختران ( کرمانشاه) و سپس به سرپل ذهاب اعزام گردیده و با دشمن بعثی جنگیدند. در هنگام اعزام نیروها از رشت، مردم چنان مراسم بدرقه ای از آنان به عمل آورده اند که اکثر افراد گروه های اعزامی از آن به تشییع جنازه خود یاد کرده اند و این عاملی در افزایش انگیزه های اینان در دافع از میهن اسلامی شان گردیده است.

فهرست اسامی شهدای سرپل ذهاب ( شهدای هفته دفاع مقدس):

1)      پاسدار شهید تراب پورقلی ـ سنگر

2)      پاسدار شهید فتح ا... قلی پور ـ رشت

3)      پاسدار شهید محمدرضا تقی پور ـ رودسر

4)      شهید سیروس ضمیریان ـ رشت

5)      شهید محمدمهدی پورشایگان ـ رشت

6)      شهید محمود مشخ ـ رشت

7)      شهید ساسان پورنقاشیان ـ رشت

8)      شهید مسعود ایزددوست ـ رشت

9)      شهید داریوش مرادی ـ رشت

10)   شهید جمشید علی محمد ـ رشت

11)   شهید احمد زمانی ـ رودسر

12)   شهید بهمن امیری ـ رودسر

13)   شهید مصطفی کریمی ـ رشت

14)   شهید محمدتقی امینی ـ رشت

15)   شهید کاظم صیادی ـ رشت

۱۶) پاسدار شهید محمدی علی عبدی نژاد - رشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:52  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

بمناسبت شهادت 12 پاسدار گلگون کفن در رشت ، 3 روز عزای عمومی اعلام شد

متن حاضر بریده بخشی از روزنامه اطلاعات است که در زمان شهادت شهدای سرپل ذهاب طی گزارشی به چاپ رسیده بود:

رشت ، خبرنگار  اطلاعات

12 تن از پاسداران شهید و سلحشور اسلام در غرب کشور کربلای دیگری آفریدند و یاد حسین این آموزگار بزرگ شهادت را زنده کردند  و مانند مجاهدین صدر اسلام بر قلب لشگر دشمن تاختند. به همین مناسبت از سوی استانداری گیلان و جامعه روحانیت رشت با انتشار اطلاعیه ای سه روز عزای عمومی در رشت اعلام شد. همچنین کارکنان مرکز گسترش عمران ، انجمن اسلامی دانشگاه ، انجمن اسلامی استانداری گیلان ، نهضت سواد آموزی گیلان و گروه های مختلف  مردم با انتشار اطلاعیه هایی شهادت این پاسداران غیور و پر فروق را به امام و امت تبریک و تسلیت گفتند.

اصلاعیه های شورای فرماندهی

شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گیلان – رشت با انتشار اطلاعیه های 1 و 2 خود اعلام کرد دوازده تن از دلاوران مسلمان با رشادت جنگیدند و به شرف شهادت نائل شدند. دراطلاعیه شماره 1 شورای فرماندهی سپاه پاسداران گیلان آمده است:

سرپل ذهاب این کربلای بزرگ حسینی ، شاهد چه جانبازیها و فداکاریها می باشد . رزمندگان اسلام از نسل میرزا کوچک خان سردار جنگل که خون که خون حسین در رگهای آنها می جوشد بزرگترین حادثه تاریخ را درنبرد با اهریمنان بوجود آوردند و سه تانک را منهدم و22 تن ازمزدوران را دستگیر کردند و در حملات شدید دشمن و زیر خمپاره ها و توپ ها در درون دل سیاه دشمن نفوذ کردند و ضربه زدند و در بازگشت شهدایی داشتند .

در اطلاعیه شماره ی 2 شورای فرماندهی سپاه پاسداران ، تعداد شهدا 12 تن اعلام شده و آمده است : این عده در شب 12/7/59 بسیاری از تانکهای مزدوران پلید صدام را نابود و آنهارا به جهنم رهسپار کردند.

این 12 شهید جاوید عبارت اند از:

سیروس ضمیریان، فتح الله قلی پور، محمد تقی امینی، محمود مشق، کاظم سیادتی، داریوش مرادی، مهدی پور شایگان، ساسان پور نقاشان، مصطفی کریمی و مسعود ایزد دوست (از رشت) و بهمن امیری و احمد زمانی (از رودسر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:51  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

وصیت نامه دسته جمعی رزمندگان گیلانی در سرپل ذهاب

آنچه در پی می آید وصیتنامه و پیام برادران دلاور و رزمنده گیلان است که در روزهای آغازین جنگ تحمیلی در منطقه عملیاتی سرپل ذهاب  روز دوشنبه 10/7/59 نوشته شده است و لازم به یادآوری است که 13 تن از رزمندگان اعزامی بنام های ، شهیدان محمد رضا تقی پور ، سیروس ضمیریان ، فتح ا... قلی پور ، تراب پورقلی ، بهمن امیری ، احمد زمانی ، ساسان پور نقاشیان ، کاظم سیادتی ، محمود مشخ ، مسعود ایزد دوست ، جمشید علی محمدی ، داریوش مرادی ، مصطفی کریمی ، محمد تقی امینی ، محمد مهدی پورشایگان در 13 مهر 59 شربت شهادت نوشیدند.

 

بنام الله یار و یاور مستضعفان

درود به تمامی شهدای صدر  اسلام و شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی ایران

1-  هدفمان فقط برای الله و در جهت برقراری و استقرار مطلق حاکمیت الله بر جهان بوده و در راه تحقیق هر چه سریعتر آن ، خون ناچیز خود را نثار می نمائیم.

2- با تمامی وجود مان معتقد به اسلام و انقلاب اسلامی ایرن بوده و در جهت استحکام و تداوم انقلاب و پاسداری از خون و آرمان شهدای انقلاب اسلامی ایران ، عازم جبهه جنگ و نبرد اسلام وکفر شدیم.

3- با تمامی وجودمان به کشور اسلامی خود ، ایران  عزیز عشق ورزیده و برای پاسداری و حراست از مرزهای آن عازم  جبهه جنگ و نبرد اسلام و کفر شدیم.

4- با تمامی وجودمان معتقد به رهبری  قاطعانه و سازش ناپذیر امام امت خمینی کبیر در جهت حفظ و گسترش اسلام و انقلاب اسلامی ایران بوده و به منظور پیروزی از فرمان آن رهبر عازم جبهه جنگ و نبرد اسلام و کفر شدیم.

5- با تمامی وجودمان معتقد به صدور  انقلاب اسلامی ایران به کشورها و ملتهای محروم  و زیر سلطه قدرتهای اهریمنی بوده و برای رساندن پیام و رسالت واقعی اسلام و انقلاب به این ستمدیدگان تاریخ جهت رهایی از بردگی و بندگی طاغوتیان عازم جبهه جنگ و نبرد اسلام و کفر شدیم.

6- رژیم بعثی عراق و صدام حسین را یکی از آلت دستها و سر سپردگان ابر قدرتها در منطقه برای متوقف کردن انقلاب  و جلوگیری از استقرار اسلام راستین دانسته و معتقد به نبردی دراز مدت با قدرتهای شیطانی (آمریکا و شوروی) می باشیم و بدین لحاظ  عازم جبهه جنگ و نبرد اسلام و کفر شدیم.

7- با تمامی وجودمان به ملت مسلمان و رزمنده ایران و برادران ارتشی و پاسدار عشق ورزیده و برای پیوستن و همسنگر شدن با آنها در نبرد باخصم عازم جبهه جنگ و نبرد اسلام و کفر شدیم .

 

8- آنچه از شما مردم مسلمان و انقلابی  بلاخص مردم مسلمان استان گیلان انتظار داریم : 

الف - حامی واقعی  اسلام و انقلاب اسلامی  ایران باشید.

ب - وحدت و یکپارچگی خود را در خط رهبری امام حفظ کنید.

ج - نسبت به هم مهربان باشید.

د - برای مقابله با ابر قدرتها بسیج شوید .

هـ - احتکار نکنید و احتکارگران را تنبیه کنید  .

و - گران نفروشید و گران فروشان را تنبیه کنید.

ز- ازدروغ و شایعه پراکنی پرهیز و شایعه پراکنان را شدیداً مجازات کنید.

با آرزوی پیروزی اسلام و مسلمین

 الله اکبر خمینی رهبر 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:50  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

بچه ها بیشتر از زنده ها خبر می گرفتند

خاطره ای درباره شهدای سرپل ذهاب به قلم سرهنگ هوشنگ متقیان:

خبر تجاوز عراق را كه شنيدم ، سلانه ، سلانه از روستا خود را به سپاه رودسر رساندم ، باورم نمی شد جنگی آغاز شده باشد ولی خبری که از رادیو پخش شود مگر می شود دورغ باشد؟! آن هم به این  مهمی؟! شتاب زده خود را به این در و آن در می زدم تا موافقت اعزام به جبهه را از فرمانده سپاه بگیرم. من و شهید بهمن امیری از منطقه رانکوه جزء اولین های جنگ بودیم که موافقت گرفتیم ، آنگاه شهید احمد زمانی هم به ما اضافه شد ، احمد را از قبل می شناختم ، با آمدن احمد جمع ما جور شد. به سپاه رشت که رسیدیم ، هر لحظه به جمع ما افزوده می شد ازرشت ، سنگر ، صومعه سرا ، فومن، لنگرود ،آستانه و... حالا دیگه 50-60 نفری می شدیم که باید فردا به جبهه اعزام شویم. رادیو ، تلویزیون هم حسابی مایه گذاشت ، 7/7/59 در تاریخ زندگی ام یک استثناء  یک رویا و خود یک تاریخ فراموش ناشدنی است. عجب روز باشکوهی ، چه مردم قدرشناسی ، چه سیل عظیمی که برای بدرقه آمده بودند. آنروز مردم ما را شرمنده خود کردند ، چقدر خوراکی آوردند ، همه ی شرکت ها و... از رشت تا رودبار  گاو و گوسفند (در مسیر کاروان اعزامی) قربانی کردند. به هر حال ابتدا به باختران و سپس به سر پل ذهاب رسیدیم. عراق حوالی سر پل ذهاب بود ولی ما روز قبل ، جنگ را در باختران حس کرده بودیم آن هنگام که هواپیماهای عراقی به شهر زدند و جهنمی از آتش و درد و فریاد بلند کردند ، با دیدن این صحنه  ها انگیزه ما هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد ، سرپل ذهاب شهر سکوت و سکون بود، فقط صداي خمسه خمسه ي دشمن بود گه هراز چند گاهي  ما را به خود مشغول مي كرد، مكاني براي استقرار نداشتيم، ارتشي هاي پادگان ابوذر به ما اجازه ورود   نمي دادند، آنها مي گفتند: رئيس جمهور (بني صدر خائن) گفته: به شما اجازه ورود ندهيم! چرا كه عراقي ها براي تعقيب و دستگيري شما ها ما را نيز خواهند كشت.!

از اين رو ما را در مدرسه اي (به نام مدرسه مهران) در داخل شهر جاي دادند (شايد اين تصميم از سوي  سردار شهيد بروجرودي بود) با بهمن و احمد تصميم گرفتيم سري به شهر بزنيم، ويراني هاي شهر دل هر سنگ دلي را آب مي كرد هر سه با هم با نشان دادن آثار جنايت بعثي ها مرور مي كرديم اوج مصيبت و مشكلات وارده را . شهر آتش و دود خيابانها مملو از خون و البسه و امكانات زندگي مردم بود كه بر اثر انفجارهاي توپ و خمپاره پخش بودند. كوه دالاهو چون استوره عهد باستان شهر را در آغوش كشيده بود ، مردم خود را به كوه ها رسانده بودند، حاشيه كوه دالاهو رودخانه اي جاري بود جوانان روزها از كوه ها پايين مي آمدند و از آب رودخانه براي مصرف مايحتاج خود و مردم جنگ زده به بالاي كوه مي بردند. هيچ چيز غمناك تر از ديدن طفلي 4-5 ساله نبود آنگاه كه پيرزن مريضي از ترس جان خود او را كشان كشان سعي داشت به بالاي كوه ببرد! چهره خاك آلود و معصومانه اش اشك ما را همراه خود كرد، حالا ديگر با كم شدن آتش دشمن كم كم شهر شلوغ شده بود، دوست و دشمن همديگر را نمي شناختند عراقي ها با لباس مبدل با ستون پنجم خود در شهر قدم مي زند تا هم به ترور بچه هاي حزب اللهي بپردازند و هم اخبار جمع كنند و ...

خسته و بي اشتها به مقرمان (مدرسه مهران) برگشتيم و منتظر مانديم تا فرماندهان ما را به گروه هاي چند نفره تقسيم و مسئوليت هر يك را مشخص نمايند. آنروز نوجواني بيش نبودم از اينرو ديدن اين همه فجايع و تجزيه و تحليل اين رويداد ها خيلي برايم سخت بود، آن چيزي كه مرا سريعتر به جمع بندي و تصميم گيري مي رساند، هر چه سريعتر جنگيدن با دشمن و به شهادت رسيدن بود (باور نمي كردم بعد از 8 سال  جنگ و حضور در ميدانهاي نبرد زنده بمانم. يا بهتر بگويم هنوز هم زنده بمانم) گروه بندي شديم ما را به گروهي ملحق كردند كه برادران پاسدار محمود اسلام پرست از رشت و شهيد محمدرضا تقي پور از رودسر فرمانده مان بودند، هر دو خصوصياتشان خيلي شبيه به هم بود، آرام و متفكر  بويژه شهيد محمدرضا تقي پور كه قبلا از گارديهاي ارتش شاه بود و در جنگ ظفر هم از طرف شاه شركت داشت ولي هنگام انقلاب از پادگان و گارد فرار و خود را به صف انقلابيون رسانده بود بعد از انقلاب هم از موسسين سپاه رودسر بود، بدني ورزيده و قيافه اي عالي داشت ما كه نوجوان بوديم خيلي به او عشق مي ورزيديم. شجاع بود و بسيار جدي ، از لبخندش هم همه حساب مي بردند .

قرار شد فردا 13/7/59 گروه ها به نوبت به دشمن بزنند تا مانع پيشروي آنان شوند. تا فراموش نشده اينرا هم بگويم كه ما اولين گروه داوطلب مردمي بوديم كه از استان گيلان خود را به جنگ رسانده بوديم (اسناد و مدارك موجود است) نيروهاي اصفهان و همدان بعد ما خود را به سر پل ذهاب رسانده بودند.

12/7/59 شب از نيمه گذشته بود كه سردار شهيد بروجردي به موقعيت ما آمد و گفت: فرمانده تان كجاست؟! يكي از بچه ها جلو رفت و شهيد حاج محمود و شهيد تقي پور را معرفي كرد. آنگاه گفت: يك گروه از بچه ها را بفرستند حوالي پل داداش خان دشمن از منطقه ي عمومي دشت ذهاب ، سرابگرم قسط نفوذ به شهر را دارد، اگر دير بجنبيد شهر سقوط   مي كند.! هنوز از ما خداحافظي نكرده بود كه بچه ها آماده شدند، قرار شد ابتدا گروه شهيد قلي پور ، بعد گروه ما و ... وارد كار زار شوند گروه اول به فرماندهي شهيد قلي پور حركت كردند و مابقي هم منتظر دستور بعدي. هر كسي گوشه اي نشسته و مشغول راز و نياز با معبود بود تا حوالي ظهر خبري از هيچ كس و هيچ چيز نداشتيم ، ظهر هنگام شهيد قلي پور با قيافه اي ماتم زده وارد شد با ديدنش همه بسويش دويدند تا خبري بگيرند.

چه خبري ؟! همه چيز از قيافه اش هويدا بود، حالا ديگه بچه ها بيشتر خبر از زنده ها مي گرفتند!! نوبت به من رسيد كمي جلو رفتم ، شايد تنها من بودم كه از كشته ها خبر مي گرفتم، از بهمن اميري و احمد زماني دو دوست و دو يار و دو بازوي مهربانم سراغ گرفتم شهيد قلي پور با نگاهي آرام گفت: آنها هم رفتند !! خبر با همه كوتاهي اش غم را در دلم تلمبار كرد، ديوانه وار به گوشه اي گريختم و فرياد وامصيبتا براي خود سر دادم، ديگر آرام و قرار نداشتم از گروه حدود بيست و چند نفري 13 نفر در 13 مهر 59 در زير پل داداش خان به شهادت رسيدند و آنان اولين پروانه گان محفل دوست شدند كه بعدها كليد همنشيني با اولياء الله را به 8000 نفر از پرندگان مهاجر استان هديه دادند ، و ما را در حسرت ديدار خود بي تاب گذاشتند ، ياد و خاطره شان گرامي باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:50  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

مصاحبه اولین گروه ازرزمندگان غیورگیلانی دردفاع مقدس 8ساله

اولین گروه از رزمندگان استان گیلان هنگام اعزام با خبرنگار صدای مرکز گیلان مهر ماه 59 مصاحبه ای انجام دادند که با هم می خوانیم.

شنوندگان عزیز صدای پاسدار، یکشنبه گذشته عده ای از برادران مسلمان شهر رشت به اتفاق برادران پاسدار عازم جبهه های جنگ درغرب کشور شدند ما این فرصت را غنیمت شمردیم و با چند تن از این برادران گفتگو کردیم که اینک می شنویم.

با یکی از برادران پاسدار که سرپرست این گروه اعزامی هستند صحبت می کنیم و از ایشان می خواهیم خودشان را معرفی کنند.

v      بسم ا... الرحمن الرحیم، محمود قلی پور عضو سپاه پاسداران استان گیلان مرکز رشت هستم. حدود 60 نفری هستیم که ابتدا به کرمانشاه و پس از آن به مناطق مرزی اعزام می شویم. هدف ما هم مشخص است ما انقلاب کردیم انقلاب اسلامي. و هم اکنون ابرقدرتها دیدند که دستشان از ایران کوتاه شده لذا توسط كشورهايي كه زير استعمار اين ها قرار دارند مي خواهند انقلاب ايران را به هر طريقي كه شده از بين ببرند چه از طريق عراق چه از طريق تركيه و چه از طريق كشورهايي كه هنوز در مقابل ما قرار نگرفتند. و این ماهیت کشورهایی را که در اطراف ما هستند را برای ما مشخص می کند. هدف اصلی حفاظت از انقلاب اسلامی و توسعه دادن آن در سراسر جهان است. از همه ی پدران و مادران می خواهم که هیچ وقت ناراحت نشوند چون این کار به خاطر خدا و اسلام است و اگر آنها افراد مومن و معتقد به این انقلاب هستند هیچ از شهادت بچه هایشان ناراحت نشوند.

v      بسم ا.. الرحمن الرحیم، بنده فتح ا... قلی پور کارگر کارخانه ی پارس توشیباي رشت هستم. این تجاوز آشکار از طرف دولت امپریالیستی آمریکا، صورت گرفته و آمریکا به وسیله ی همین صدام یزید می خواهد جمهوری اسلامی ما را که برايشان ضرر دارد را از بين ببرد و به همین خاطر به ما حمله كرده است و ما بايد جلوي اين دشمنان بايستيم. هدف من از رفتن به جبهه شاهد بودن است در دو صورت، 1) در صورت پیروزی 2) در صورت شهید شدن.

v      بسم ا.. الرحمن الرحیم، بنده محمود مشخ یکی از خدمتگزاران اسلام و یکی از کارکنان اداره ی پارس توشیباي رشت هستم.انقلاب اسلامی دارد جهان گیر مي شود. از آن جايي كه انقلاب ما  بر پایه و اساس اسلام صورت گرفته و می دانیم كه اسلام جهان گیر است، اسلام علیه هر گونه ظلم و ستم و متجاوز و سلطه می ایستد، ما  معتقدیم که به طور مستقیم با عراق ستیز نمی کنیم، طرف مقابل ما عراق نیست، چون انقلاب برای آزادی تمام کشورها از زیرسلطه دست ابر قدرتها صورت گرفته و در این میان امپریالیست آمریکا و شوروی، تمام کشورهای مرتجح و تمام كشورها از قبیل عربستان، عراق، مصر، اسرائیل، مراکش، مغرب، همه بسیج شده اند که انقلاب  اسلامی ما را شکست بدهند  و در راس همه ي آنها آمریکا قرار گرفته، آمریکا مي ترسد از این که انقلاب ما گسترش پیدا كند و به سراسر جهان صادر شود، بنا بر اين مصمم شده که انقلاب ما را در اين برهه از زمان که هنوز در مراحل اول قرار گرفته است نابود كند و مانع  از این شود که به کشورهای دیگر صادر شود اگر انقلاب ما خصوصا در مرحله اول به عراق صادر شود ملت عراق شورش کند علیه صدام، صدامی که یکی از بازیچه ها و آلت دست امپریالیستی  است، اگر انقلاب  در عراق نیز پیروز شود مسلماً انقلاب ما به کشورهای دیگر صادر خواهد شد. که در این صورت انقلاب ما به آن جاي عالي كه دارد خواهد رسید و همانطور که عرض کردم عراق و صدام حسین آلت دست ابرقدرتها هستند ما باید خودمان را برای یک جنگ دراز مدت با ابرقدرتها آماده کنیم تا به اهداف عالی اسلام و شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و هدف اصلی رهبر انقلاب اسلامی مان امام خمینی جامع عمل بپوشانیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:49  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

رزمندگان غیورلشگرقدس گیلان دریک نگاه تصویری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:48  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

خدایالطفی کن تاشرمنده خون پاک شهدامان نباشیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 18:18  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

شهدا شرمنده ایم

http://www.dokhtarshahid.blogfa.com/post-4.aspx

اتل متل سمانه  یه دختر شهیده

یه دختری که هیچ وقت بابا جونو ندیده

بابا وقتی شهید شد مامان حامله بوده

بعد که سمانه اومد دیگه جنگی ندیده

 

مامان زود ازدواج کرد بایه مرد غریبه

سمانه حالا اونو بابای خود می دونه

هیچکی بهش نگفته باباش یه مرد دیگه ست

باباش تو اسمونه تو یه دنیای دیگه ست

هیچکی بهش نگفته باباش چه مهربون بود

چه ابروی کمونی باباش چه خوش زبون بود

هیچکی بهش نگفته باباش یه قهرمون بود

تو دشتای شلمچه باباش یه دیده بون بود

سمانه قد کشیده بزرگ شده ماشالله

داره می ره دانشگاه دانشجو اون حالا

حراست دانشگاه عاصیه از دست اون

مدام باید بهش بگن موهات اومده بیرون

هفت قلم ارایشو یه مانتو کوچولو

شلوار برمودا و کفش های مثل پارو

تا حالا این دختر و بهشت زهرا نبردن

حتی جلوش اسمی از خون شهید نبردن

خانواده می گن که بزار یه کم خوش باشه

باش که رفته طفلی بزار که این خوش باشه

داره دلم می سوزه از بس که بی مرامیم

مگه شهید رفته که ما بخوریم بخوابیم؟

تو اون دنیا جواب باباش رو چی می دیم ما

یه اگه وقت بپرسه امانتم چی شد ها؟

حتی اگه سمانه باباش شهید نباشه

دختر شهر شهید باید اینجوری باشه؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه میخواهیم نصیحت کنیم نه حرفی از ... بزنیم فقط این شعر یه واقعیته تو زمانه ما

دلمون خواست دوباره بزاریم و افسوس بخوریم به حال خودمون به حال جوان های

 انقلاب به حال نسل گمراهمون دوستان چرا راستی چرا ما اینجوری شدیم همه همه

 همه زن مرد جوان پیر همه عوض شدیم تمام افکار دنبال مادیات و دنیا طلبی وشهوت

رانی...چرا ماها اینجوری شدیم مگه ما همون ملتی نیستیم که اون همه شهید دادیم

 اون همه جانباز های شیمیایی قطع نخایی و...چرا چرا چرا؟؟!! دوستان ما که خیلی

 می ترسیم از چی از قیامت از اینکه شهدابیان و از ما جواب بخان از اینکه اون جوانهای

 ۱۶/۱۷ ساله بیان و از ما جواب بخان و بگن بعد از ما چه کار کردین با امانت ما ... راستی

 ما به کجا رهسپاریم به کجا ..... 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:46  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

آسوده بخواب....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:44  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

شهدای عزیز...بخداماشرمنده شماییم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:44  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

به یادشهدای گرانقدردفاع مقدس ایران اسلامی

  

  

  

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 16:40  توسط گروه اینترنتی مهراملش  | 

ازشهدامی گوییم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 16:30  توسط گروه اینترنتی مهراملش  |